چهارشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۱۶:۴۲
آمایش مزار شهدای تراز اول و سرداران در جنگ تحمیلی سوم

حوزه/ مدیرکل فرهنگی سازمان اوقاف و امور خیریه کشور در یادداشتی به تحلیل انتخاب محل دفن شخصیت‌های تراز اول و سرداران شهید جنگ تحمیلی سوم پرداخت.

به گزارش خبرگزاری حوزه، رضا معممی مقدم، مدیرکل فرهنگی سازمان اوقاف و امور خیریه کشور در یادداشتی ارسالی به خبرگزاری حوزه قرار گرفت به تحلیل انتخاب محل دفن شخصیت‌های تراز اول و سرداران شهید جنگ تحمیلی سوم پرداخت.

مشروح این یادداشت به شرح زیر است:

تحلیل انتخاب محل دفن شخصیت‌های تراز اول و سرداران شهید جنگ تحمیلی موضوع بسیار مهمی است. در واقع، پیکر این شخصیت‌ها در لحظه خروج از حیات دنیوی، از یک «فرد حقوقی» به یک «سرمایه نمادین ملی» تغییر ماهیت می‌دهد ضمن آنکه این بزرگواران علیرغم آرزوی شهادت احتمال فوت به مرگ طبیعی را محتمل تر میدانند و در وصایای خود به انسجام بافت خانوادگی توجه دارند نه ظرفیت های ملی . از این گذار، ضرورتِ دخالت و تصمیم‌گیری حاکمیت را در راستای منافع کلان ملی تبیین می‌کند. در ادامه، ابعاد پنج‌گانه این تصمیم راهبردی بررسی می‌شود:

۱. مهندسیِ جغرافیای سیاسی-مذهبی مزار یک شخصی انقلابی یا سردار، تنها یک آرامگاه نیست، بلکه به سرعت به یک «قطب فرهنگی» و «گرانیگاه سیاسی» تبدیل می‌شود.همانطور که امام راحل(ره) فرمود:"همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت، مزار عاشقان و عارفان و دل سوختگان و دارالشفای آزادگان خواهد بود"نظام با انتخاب هوشمندانه محل تدفین، در حقیقت به بازترسیم جغرافیای معنوی کشور می‌پردازد. پیوند میان «مرجعیت سیاسی» و «ولایت معنوی» در بقاع متبرکه، پیامی صریح از اصالت ریشه‌ها و تداوم مسیر راهبردی نظام به جهان صادر می‌کند.

‌۲. امنیت پایدار و صیانت از میراث نمادینشخصیت‌های بزرگ که در زمان حیات تحت صیانت ویژه بوده‌اند، پس از وفات یا بویژه شهادت نیز به عنوان «میراث استراتژیک» در معرض تهدید و تعرض معاندان قرار دارند. صیانت از این نمادها در برابر آسیب‌های احتمالی، نیازمند رعایت پروتکل‌های امنیتی، حفاظتی و پدافندی پیچیده‌ای است که تنها در توان و تخصص نهادهای حاکمیتی است. از این منظر، مزار یک سردار، تداوم سنگر دفاعی اوست که حاکمیت موظف به پاسداری از آن است.

‌۳. تمرکززدایی از اقتدار و آمایش سرزمین یکی از هوشمندانه‌ترین ابزارهای نظام در جهت تقویت وحدت ملی، توزیع جغرافیایی مزار شخصیت‌های ملی است. این راهبرد با شکستن دوگانه «مرکز-پیرامون»، احساس فراموش‌شدگی در مناطق دور از پایتخت را از بین می‌برد. وقتی قلب انقلاب در نقاط مختلف جغرافیایی بتپد، هر منطقه سهمی نمادین از افتخار ملی می‌یابد که این امر، قوی‌ترین سد در برابر جریان‌های گریز از مرکز و واگرایی‌های منطقه‌ای است.

۴. پدافند غیرعامل و تاب‌آوری شبکه قدرتاز منظر پدافند غیرعامل، تمرکز تمام نمادهای قدرت و مزار این عزیزان در یک نقطه (مانند پایتخت)، خطرِ آسیب‌پذیری کل میراث معنوی نظام در بحران‌های بزرگ را افزایش می‌دهد. اما توزیع این کانون‌ها در پهنه ایران نه صرفا تهران ، مشهدو قم و مدل حاج قاسم در کرمان، کشور را به یک «شبکه نفوذناپذیر» تبدیل می‌کند. در این مدل، با آسیب دیدن یک نقطه، سایر کانون‌های الهام‌بخش در اقصی‌نقاط کشور همچنان فعال و محرک باقی می‌مانند.

۵. مدیریت لجستیک و عدالت در زیارتمزار سرداران و شخصیتها، کانون تجمعات و راهپیمایی‌های بزرگ در آینده خواهد بود. تصمیم حاکمیت برای انتخاب محل دفن، عملاً باعث تزریق بودجه و توسعه زیرساختی به آن منطقه شده و «عدالت مکانی» را محقق می‌کند. این اقدام اجازه می‌دهد تا اقشار مختلف مردم در سراسر کشور، با سهولت به الگوهای ملی خود دسترسی داشته باشند و انرژی انقلابی به‌صورت مویرگی در کل بدنه خاک کشور تقسیم شود.اگرچه احترام به وصیت ممدوح است، اما در تراز ملی، «خاکسپاری» یک کنش کاملاً سیاسی و حاکمیتی است. در این ساحت، «مصلحت عامه» بر «اراده خاصه» تفوق می‌یابداز سویی بین وصیت و تصمیم نظام بحکم "الجمع مهما أمکن أولی من الطرح" امکان اجماع بین وصیت و تدبیر حاکمیت برای محل دفن هم هست یعنی ستاد کل در زمان حیات نسبت به تعیین محل دفن با سرداران توافق نماید. با این رویکرد، ایران دیگر یک «سر» و یک «بدنه» نیست؛ بلکه منظومه‌ای از قدرت است که در هر نقطه‌اش، یک قلب تپنده برای هدایت و انگیزه وجود دارد. مزار سرداران، نه پایان مأموریت آن‌ها، که آغازگرِ «آمایشِ ابدیِ اقتدار» در تار و پودِ خاکِ ایران است.

مزار فرمانده، «امتدادِ خطِ مقدم» اوست. اگر فرمانده در زمان حیات، سینه خود را سپر بلای نظام می‌کرد، مزار او نیز پس از شهادت، به عنوان یک سنگرِ نفوذناپذیر، از کیانِ معنوی و هویتی نظام صیانت می‌کند. لذا نظام نمی‌تواند این «سنگر حیاتی» را در جایی یا روستایی کما اینکه اتفاق افتاد رها کند که امکان سقوط، فراموشی یا تخریب آن وجود داشته باشد. این انتخاب، بخشی از استراتژی «بقاء و تثبیت» حاکمیت است.

رضا معممی مقدم

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha